بسان نیزه . نیزه مانند . مانند نیزه بلند و تیز و نافذ .
نیزه وش
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نیزه وش. [ ن َ / ن ِ زَ / زِ وَ ] ( ص مرکب ) به سان نیزه. نیزه مانند. مانند نیزه بلند و تیز و نافذ :
تیر چرخ از نیزه وش کلکم سپر افکند ازآنک
هیچ تیغ نطق هیجا برنتابد بیش از این.
تیر چرخ از نیزه وش کلکم سپر افکند ازآنک
هیچ تیغ نطق هیجا برنتابد بیش از این.
خاقانی.
کلمات دیگر: