( صفت ) بی همتا بی نظیر : (( مردمان چنان دانند که میان من و آن مهتر نیست همتا ناخوش است . ) )
نیست همتا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نیست همتا. [ هََ ] ( ص مرکب ) بی مانند. بی تا. بی نظیر. یگانه : جالینوس که وی بزرگتر حکمای عصر خویش بود چنانکه نیست همتاتر آمد در علم طب. ( تاریخ بیهقی ص 99 ). مردمان چنان دانند که میان من و آن مهتر نیست همتا ناخوش است. ( تاریخ بیهقی از فرهنگ فارسی معین ).
کلمات دیگر: