ترک عادت کردن
خوی باز کردن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خوی باز کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ترک عادت کردن. ( یادداشت مؤلف ) :
طریق مرد عزلت جوی کن ساز
اگر مردی ز مردم خوی کن باز.
می باز کند خوی ز ما تا دانی.
طریق مرد عزلت جوی کن ساز
اگر مردی ز مردم خوی کن باز.
اسرارنامه عطار.
عمری که بصد هزار جان ارزانی می باز کند خوی ز ما تا دانی.
عطار.
کلمات دیگر: