چاه که ازجوانبش آب در میان آید و از تک بر نزهد ٠ چشمه جوشنده در چاه پیش از آنکه چاه به قعر رسد ٠
نیط
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نیط. [ ن َ ] ( ع مص ) دور شدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || ( اِ ) مرگ یا مرده یا نهایت زمان عمر. ( منتهی الارب ). موت یا جنازه یا اجل. و یقال : طعن فی نیطه وفی جنازته ؛ اذا مات. ( متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || آن رگ بود که دل بدان آویخته بود از وتین. ( مهذب الاسماء ). رگی سطبر که بدان دل در رگ وتین آویخته است. نیاط. ( منتهی الارب ). رجوع به نیاط شود.
نیط. [ ن َی ْ ی ِ ] ( ع ص ، اِ ) چاه که از جوانبش آب در میان آید و از تک برنزهد. ( منتهی الارب ). چشمه جوشنده در چاه پیش از آنکه چاه به قعر رسد . ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ) .
نیط. [ ن َی ْ ی ِ ] ( ع ص ، اِ ) چاه که از جوانبش آب در میان آید و از تک برنزهد. ( منتهی الارب ). چشمه جوشنده در چاه پیش از آنکه چاه به قعر رسد . ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ) .
نیط. [ ن َ ] (ع مص ) دور شدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || (اِ) مرگ یا مرده یا نهایت زمان عمر. (منتهی الارب ). موت یا جنازه یا اجل . و یقال : طعن فی نیطه وفی جنازته ؛ اذا مات . (متن اللغة) (از اقرب الموارد). || آن رگ بود که دل بدان آویخته بود از وتین . (مهذب الاسماء). رگی سطبر که بدان دل در رگ وتین آویخته است . نیاط. (منتهی الارب ). رجوع به نیاط شود.
نیط. [ ن َی ْ ی ِ ] (ع ص ، اِ) چاه که از جوانبش آب در میان آید و از تک برنزهد. (منتهی الارب ). چشمه ٔ جوشنده در چاه پیش از آنکه چاه به قعر رسد . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) .
کلمات دیگر: