کلمه جو
صفحه اصلی

دولعیه

لغت نامه دهخدا

( دولعیة ) دولعیة. [ دَ ل َ عی ی َ ] ( اِخ ) دهی است نزدیک موصل ، از آن ده است فقیه عبدالملک بن زید. ( منتهی الارب ). دهی بزرگ است در میان نصیبین و موصل و از آن تا موصل یک روز راه است. ( از معجم البلدان ).

دولعیة. [ دَ ل َ عی ی َ ] (اِخ ) دهی است نزدیک موصل ، از آن ده است فقیه عبدالملک بن زید. (منتهی الارب ). دهی بزرگ است در میان نصیبین و موصل و از آن تا موصل یک روز راه است . (از معجم البلدان ).



کلمات دیگر: