نابود کننده . فانی کننده . معدوم کننده .
نیست کن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نیست کن. [ ک ُ ] ( نف مرکب ) نابودکننده. فانی کننده. ( ناظم الاطباء ). معدوم کننده :
اول و آخر به وجود وصفات
هست کن و نیست کن کاینات.
اول و آخر به وجود وصفات
هست کن و نیست کن کاینات.
نظامی.
کلمات دیگر: