درستی دهنده جبار صحت بخش
درستی ده
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
درستی ده. [ دُ رُ دِه ْ ] ( نف مرکب ) درستی دهنده. دهنده درستی. جبار. صحت بخش. مقابل شکننده :
درستی ده هر دلی کو شکست
شفاعت کن هر گناهی که هست.
درستی ده هر دلی کو شکست
شفاعت کن هر گناهی که هست.
نظامی.
کلمات دیگر: