کلمه جو
صفحه اصلی

جسرین

لغت نامه دهخدا

جسرین. [ ج ِ ] ( اِخ ) دهی است به دمشق. ( منتهی الارب ). از قریه های غوطه دمشق است که ابن منیر در اشعار خود از آن یاد کرده و از آنجمله است :
حی الدیار علی علیاء جیرون
مهوی الهوی ومغانی الخرد العین
مراد لهوی اذ کفی مصرفة
اعنة اللهو فی تلک المیادین
بالنیربین فمقری فالسریر فخمَ
رایا فجو حواشی جسر جسرین.
( از معجم البلدان ).
رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.


کلمات دیگر: