گوگرد که جزو اعظم باروت است و آن از کوه مانند انار دانه بر میاید .
ایرون
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ایرون. ( اِ ) گوگرد که جزو اعظم باروت است و آن از کوه مانند اناردانه برمی آید. ( برهان ) ( هفت فلزم ) ( آنندراج ). گوگرد زرد. ( الفاظ الادویه ). || روغن سداب. ( الفاظ الادویه ). || مغز گردکان. ( الفاظ الادویه ).
دانشنامه عمومی
آیرون. در تئاتر یونان باستان، آیرون (به انگلیسی: Eiron، eirôn) (به یونانی باستان: εἴρων) همراه آلازون و لوده، جزو سه شخصیت قراردادی در کمدی های تئاتر یونان باستان است که در تقابل با آلازون قرار می گیرد. او زیرک و آب زیرکاه است ولی در ادبیات غربی، آیرون به دلیل تظاهر به حماقت و آسیب پذیری، وجه تسمیهٔ اصطلاح ادبی آیرونی قرار گرفته است. در کمدی های کهن یونان باستان صحنه هایی هست که یکی از شخصیت ها با خود گفتگو می کند و شخصیتی دیگر، رو به تماشاچیان دربارهٔ او حرف های کنایه دار می زند. این گونه صحنه ها تقابل آیرون و آلازون را نشان می دهد و برای همدلی تماشاچیان با آیرون اجرا می شود.
wiki: ایرون نام یکی از دو گویش اصلی زبان آسی (از زبان های ایرانی) در قفقاز است.
۲. ایرون شهری در استان گیپوسکوای اسپانیا است.
۲. ایرون شهری در استان گیپوسکوای اسپانیا است.
wiki: ایرون
کلمات دیگر: