کلمه جو
صفحه اصلی

کح کح

فرهنگ فارسی

اسم آواز سرفه . حکایت صوت سرفه

لغت نامه دهخدا

کح کح. [ ک ُ ک ُ / ک َح ْ ح ُ ک ُ ] ( اِ صوت ) اسم آواز سرفه. ( یادداشت مؤلف ). حکایت صوت سرفه. حکایت صوت کحة. اه و اه. سرفان سرفان. سرف سرف.، کحکح. [ ک ُ ک ُ / ک ِ ک ِ ] ( ع ص ، اِ ) گنده پیر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). زن نیک پیر. ( اقرب الموارد ). || شتر ماده کهنسال فرتوت. ( از منتهی الارب ). شترماده مسن. ( اقرب الموارد ).

کح کح . [ ک ُ ک ُ / ک َح ْ ح ُ ک ُ ] (اِ صوت ) اسم آواز سرفه . (یادداشت مؤلف ). حکایت صوت سرفه . حکایت صوت کحة. اه و اه . سرفان سرفان . سرف سرف .



کلمات دیگر: