خیال پرداز خیال بازی
خیال ساز
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خیال ساز. [ خ َ / خیا ] ( نف مرکب ) خیال پرداز. خیال باز. خیال پرور. متخیل. آنکه خیال در سر پرورد :
آئینه گداز دیده بازان
پیغام ده خیال سازان.
آئینه گداز دیده بازان
پیغام ده خیال سازان.
فیض ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: