اقوام و نزدیکان خویش و تبار
خویش و پیوند
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خویش و پیوند. [ خوی / خی ش ُ پَی ْ / پِی ْ وَ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) اقوام و نزدیکان. خویش و تبار. افراد خانواده :
همه خویش و پیوند افراسیاب
همه دل پر از کین و سر پرشتاب.
همه خویش و پیوند افراسیاب
همه دل پر از کین و سر پرشتاب.
فردوسی.
کلمات دیگر: