کلمه جو
صفحه اصلی

بطیطه

لغت نامه دهخدا

( بطیطة ) بطیطة. [ ب ُ طَی ْ ی ِ طَ ] ( ع اِ ) مصغر بَطیطَة بمعنی سرفه است . ( منتهی الارب ). مور سپید که بتازی سُرفَةْ نیز گویند . ( ناظم الاطباء ). کرمی است که خانه از چوبهای ناز میسازد. ( فرهنگ نظام ). و رجوع به بطیطه شود.

بطیطة. [ ب ُ طَی ْ ی ِ طَ ] (ع اِ) مصغر بَطیطَة بمعنی سرفه است . (منتهی الارب ). مور سپید که بتازی سُرفَةْ نیز گویند . (ناظم الاطباء). کرمی است که خانه از چوبهای ناز میسازد. (فرهنگ نظام ). و رجوع به بطیطه شود.



کلمات دیگر: