کلمه جو
صفحه اصلی

بغبور

لغت نامه دهخدا

بغبور. [ ب ُ ](ع اِ) سنگی که برای بت بر آن قربانی ذبح کنند. (ازمنتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || لقب پادشاه چین . (منتهی الارب ). رجوع به بغپور شود.


بغبور. [ ب ُ ]( ع اِ ) سنگی که برای بت بر آن قربانی ذبح کنند. ( ازمنتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || لقب پادشاه چین. ( منتهی الارب ). رجوع به بغپور شود.

بغبور. [ ب َ ] ( معرب ، اِ ) معرب بغپور. فغفور. رجوع به بغپور و فغفور شود.

بغبور. [ ب َ ] (معرب ، اِ) معرب بغپور. فغفور. رجوع به بغپور و فغفور شود.



کلمات دیگر: