کلمه جو
صفحه اصلی

ارینبه

لغت نامه دهخدا

( ارینبة ) ارینبة. [ اُ رَ ن ِ ب َ ] ( ع اِ ) گیاهی است که بگیاه نَصی ماند. ( منتهی الارب ).

ارینبة. [ اُ رَ ن ِ ب َ ] ( اِخ ) آبی است غنی بن اعصربن سعدبن قیس را و در قُرب آن وادیهاست. ( معجم البلدان ). و آن نزدیک ضریه است. درمنتهی الارب چ طهران ارینیّه ( کزبیریّه ) آمده است.

ارینبة. [ اُ رَ ن ِ ب َ ] (اِخ ) آبی است غنی بن اعصربن سعدبن قیس را و در قُرب آن وادیهاست . (معجم البلدان ). و آن نزدیک ضریه است . درمنتهی الارب چ طهران ارینیّه (کزبیریّه ) آمده است .


ارینبة. [ اُ رَ ن ِ ب َ ] (ع اِ) گیاهی است که بگیاه نَصی ّ ماند. (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: