کلمه جو
صفحه اصلی

تمبکتی

لغت نامه دهخدا

تمبکتی. [ ] ( اِخ ) احمدبابا. رجوع به احمدبابا تمبکتی شود.

تمبکتی. [ ] ( اِخ ) عبدالرحمن. رجوع به السعدی عبدالرحمن و معجم المطبوعات شود.

تمبکتی . [ ] (اِخ ) عبدالرحمن . رجوع به السعدی عبدالرحمن و معجم المطبوعات شود.


تمبکتی . [ ] (اِخ ) احمدبابا. رجوع به احمدبابا تمبکتی شود.



کلمات دیگر: