دیباجی .
دیباچی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیباچی. ( ص نسبی ) دیباجی :
الا از آن لعاب که منسوج کلک تست
دیباچی قضا نکند پود و تار ملک.
الا از آن لعاب که منسوج کلک تست
دیباچی قضا نکند پود و تار ملک.
انوری ( از آنندراج ).
رجوع به دیباجی شود.کلمات دیگر: