بظو. [ ب َ ] (ع مص ) آکنده گوشت شدن کسی . (منتهی الارب ) (از تاج المصادر بیهقی ) (از ناظم الاطباء).
بظو
لغت نامه دهخدا
بظو. [ ب َ ] ( ع مص ) آکنده گوشت شدن کسی. ( منتهی الارب ) ( از تاج المصادر بیهقی ) ( از ناظم الاطباء ).
بظو. [ ب ُ ووْ ] ( ع مص ) فربهی و آکندگی گوشت کسی. ( از اقرب الموارد ). گویند حظیت المراءة و بظیت ؛ از اتباع است یعنی فربه و آکنده گوشت شد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
بظو. [ ب ُ ووْ ] ( ع مص ) فربهی و آکندگی گوشت کسی. ( از اقرب الموارد ). گویند حظیت المراءة و بظیت ؛ از اتباع است یعنی فربه و آکنده گوشت شد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
بظو. [ ب ُ ووْ ] (ع مص ) فربهی و آکندگی گوشت کسی . (از اقرب الموارد). گویند حظیت المراءة و بظیت ؛ از اتباع است یعنی فربه و آکنده گوشت شد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
کلمات دیگر: