دیوان شیاطین .
دیبان
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیبان. ( معرب ، اِ ) معرب از فارسی دیوان ، شیاطین. ( از المعرب جوالیقی ص 154 ).
دیبان. ( اِخ ) دهی است از دهستان میان آب ( از بلوک شعیبه ) بخش مرکزی شهرستان اهواز با 90 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دیبان. ( اِخ ) نام کنونی دیبون است بنا کرده بنی جاد. ( از قاموس کتاب مقدس ). رجوع به دیبون شود.
دیبان. ( اِخ ) دهی است از دهستان میان آب ( از بلوک شعیبه ) بخش مرکزی شهرستان اهواز با 90 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دیبان. ( اِخ ) نام کنونی دیبون است بنا کرده بنی جاد. ( از قاموس کتاب مقدس ). رجوع به دیبون شود.
دیبان . (اِخ ) دهی است از دهستان میان آب (از بلوک شعیبه ) بخش مرکزی شهرستان اهواز با 90 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
دیبان . (اِخ ) نام کنونی دیبون است بنا کرده ٔ بنی جاد. (از قاموس کتاب مقدس ). رجوع به دیبون شود.
دیبان . (معرب ، اِ) معرب از فارسی دیوان ، شیاطین . (از المعرب جوالیقی ص 154).
کلمات دیگر: