خویل . [ خ ُوَ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ تابعی بود. (یادداشت مؤلف ).
خویل
لغت نامه دهخدا
خویل. [ خ ُ وَ ] ( ع اِ مصغر ) مصغر خال. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خویل. [ خ ُوَ ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ تابعی بود. ( یادداشت مؤلف ).
خویل. [ خ ُوَ ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ تابعی بود. ( یادداشت مؤلف ).
خویل . [ خ ُ وَ ] (ع اِ مصغر) مصغر خال . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
کلمات دیگر: