شعر موج سوم یا شعر دههٔ شصت گونه ای از شعر نو فارسی است که اولین بار در دی ماه ۱۳۶۶ توسط فرامرز سلیمانی اعلام موجودیت کرد.
تأثیر منوچهر آتشی: خشونت حماسی جنوب
در دوران در تلاطم های انقلاب ۱۳۵۷ ایران شعر شعاری و همچنین شعر ذهنگرای سال های قبل دیگر محلی از اعراب نداشتند؛ زیرا آن گونه شعارها در کوچه و خیابان ها جریان داشتند. به همین دلیل شاعران پس از انقلاب، که بعدها به شاعران دههٔ شصت شناخته شدند، به این فکر افتادند که راهی پیدا کنند تا بتوانند دوباره با مخاطب ارتباط پیدا کنند. تلاش هایی در این زمینه توسط میرزاآقا عسگری، فرشته ساری، سیدعلی صالحی، شمس لنگرودی، مسعود احمدی و چند تن دیگر انجام شد.
در دی ماه ۱۳۶۶ فرامرز سلیمانی طی مقالهٔ بحث برانگیز خود در دنیای سخن نوشت: «موج سومی در شعر امروز ایران به تلاطم درآمده است.» او در بیان تاریخچه و شناسنامهٔ این سبک یا شیوهٔ شعری موج اول را محصول نیما و شعر «افسانه» و کار شاگردانش می دانست و موج دوم را تجربه های تازهٔ دوران پرجنب وجوش دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ قلمداد می کرد. بنا بر این تعریف، «موج سوم» فرزند انقلاب و جنگ و تحولات اخیر جامعهٔ ایران بود. از دید موج سومی ها، تحولات جامعه نسلی تازه و روحیه ای نو خلق کرده بود و شاعر این نسل، عصر جدید را در شعر خود منعکس می کرد.
منتقدین «موج سوم» معتقدند که مبدأ تاریخی و نقطهٔ آغاز زمانی به عنوان انگیزه و علت مادی حرکت این شیوهٔ جدید روشن و دقیق نیست. به بیان دیگر، موج سومی ها موج اول و دوم را در بستر تحولات شعری و تجربیات ادبی شاعران قرن اخیر (اول نیما و بعد شاعران دو دههٔ ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰) و نقطهٔ شروع خود را با ملاکی تاریخی و اجتماعی (انقلاب و جنگ) تعریف می کنند. به عبارت دیگر از آن جا که در برخورد با این سه موج، گاه تحول شعری و گاهی تحولات اجتماعی مبنای کار قرار می گیرد، این امر بحث موج سوم را مغشوش و از هم گسیخته می سازد.
تأثیر منوچهر آتشی: خشونت حماسی جنوب
در دوران در تلاطم های انقلاب ۱۳۵۷ ایران شعر شعاری و همچنین شعر ذهنگرای سال های قبل دیگر محلی از اعراب نداشتند؛ زیرا آن گونه شعارها در کوچه و خیابان ها جریان داشتند. به همین دلیل شاعران پس از انقلاب، که بعدها به شاعران دههٔ شصت شناخته شدند، به این فکر افتادند که راهی پیدا کنند تا بتوانند دوباره با مخاطب ارتباط پیدا کنند. تلاش هایی در این زمینه توسط میرزاآقا عسگری، فرشته ساری، سیدعلی صالحی، شمس لنگرودی، مسعود احمدی و چند تن دیگر انجام شد.
در دی ماه ۱۳۶۶ فرامرز سلیمانی طی مقالهٔ بحث برانگیز خود در دنیای سخن نوشت: «موج سومی در شعر امروز ایران به تلاطم درآمده است.» او در بیان تاریخچه و شناسنامهٔ این سبک یا شیوهٔ شعری موج اول را محصول نیما و شعر «افسانه» و کار شاگردانش می دانست و موج دوم را تجربه های تازهٔ دوران پرجنب وجوش دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ قلمداد می کرد. بنا بر این تعریف، «موج سوم» فرزند انقلاب و جنگ و تحولات اخیر جامعهٔ ایران بود. از دید موج سومی ها، تحولات جامعه نسلی تازه و روحیه ای نو خلق کرده بود و شاعر این نسل، عصر جدید را در شعر خود منعکس می کرد.
منتقدین «موج سوم» معتقدند که مبدأ تاریخی و نقطهٔ آغاز زمانی به عنوان انگیزه و علت مادی حرکت این شیوهٔ جدید روشن و دقیق نیست. به بیان دیگر، موج سومی ها موج اول و دوم را در بستر تحولات شعری و تجربیات ادبی شاعران قرن اخیر (اول نیما و بعد شاعران دو دههٔ ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰) و نقطهٔ شروع خود را با ملاکی تاریخی و اجتماعی (انقلاب و جنگ) تعریف می کنند. به عبارت دیگر از آن جا که در برخورد با این سه موج، گاه تحول شعری و گاهی تحولات اجتماعی مبنای کار قرار می گیرد، این امر بحث موج سوم را مغشوش و از هم گسیخته می سازد.
wiki: شعر موج سوم