کلمه جو
صفحه اصلی

دولا شدن

فارسی به انگلیسی

bend, crouch, double, lap, jackknife, stoop, to stoop

bend, crouch, double, jackknife, lap, stoop


مترادف و متضاد

stoop (فعل)
خم شدن، خمیدن، سر فرود آوردن، دولا شدن

double up (فعل)
دولا کردن، دولا شدن

crouch (فعل)
خوشامد گویی کردن، چندک زدن، دولا شدن، قوز کردن

hunker (فعل)
دولا شدن، روی پنجه پا ایستادن، سرپا ایستادن

پیشنهاد کاربران

قنبل کردن ( گویش تهرانی )

دولا شدن: [ اصطلاح در تداول عامه ]خم شدن، ، خمیدن، سر فرود آوردن.
( ( آرزو دولا شد به کفش نگاه کند که تلفن همراه از جیب پالتو پرت شد روی موزاییک ها . ) )
( ( عادت می کنیم ، زویا پیرزاد ، چاپ 23 ، 1390 ، ص 21. ) )

تا شدن
تا دادن
مشهدی ها میگن


کلمات دیگر: