کلمه جو
صفحه اصلی

احتباء

لغت نامه دهخدا

احتباء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) احتباء بثوب ؛ در خود پیچیدن جامه را، یا پشت و ساقین را بفوطه بسته نشستن. ( منتهی الارب ). فراهم بستن پشت و هر دو ساق بفوطه یا دستار خود. || دستها گرد زانو حلقه کرده بر سرین نشستن. ( منتهی الارب ). || زانو بدستار بستن.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] احتباء به بالا بردن دو ساق پا و جمع کردن آن ها با دو دست یا پارچه ای در سینه و به سینه چسبانیدن گفته می شود. احکام آن در باب های طهارت و حج آمده است.
بر زن مستحاضه واجب است بعد از وضو و غسل برای نماز- به قدر امکان- از خروج خون جلوگیری کند که یکی از راه های آن، احتباء می باشد.
کراهت احتباء در مسجد الحرام
نشستن به صورت احتباء در حال احرام و در مسجد الحرام مکروه است.


کلمات دیگر: