کلمه جو
صفحه اصلی

اجلاء

لغت نامه دهخدا

اجلاء. [ اِ ] ( ع مص ) دور شدن. || تیز رفتن. ( منتهی الارب ). || از خان ومان بیرون شدن. ( تاج المصادر ). از خانمان رفتن ، یا مختص بقحط است. ( منتهی الارب ). || از خان ومان بیرون کردن. ( تاج المصادر ). نفی کردن. حشر وتبعید کردن. || باز شدن از سر کشته ( ؟ ). ( تاج المصادر ). || پیدا کردن. ظاهر کردن.

اجلاء. [ اَ ج ِل ْ لا ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ جلیل. بزرگواران. ( دستوراللغة ادیب نطنزی ).

اجلاء. [ اَ ج ِل ْ لا ] (ع ص ، اِ) ج ِ جلیل . بزرگواران . (دستوراللغة ادیب نطنزی ).


اجلاء. [ اِ ] (ع مص ) دور شدن . || تیز رفتن . (منتهی الارب ). || از خان ومان بیرون شدن . (تاج المصادر). از خانمان رفتن ، یا مختص بقحط است . (منتهی الارب ). || از خان ومان بیرون کردن . (تاج المصادر). نفی کردن . حشر وتبعید کردن . || باز شدن از سر کشته (؟). (تاج المصادر). || پیدا کردن . ظاهر کردن .



کلمات دیگر: