کلمه جو
صفحه اصلی

مسامحه داشتن


مترادف مسامحه داشتن : اهمال کردن، اهمال ورزیدن، کوتاهی کردن، سستی کردن، قصور ورزیدن، کاهلی کردن، آسان گرفتن، سهل انگاشتن، طفره رفتن، به تأخیر انداختن

مترادف و متضاد

۱. اهمال کردن، اهمال ورزیدن، کوتاهی کردن، سستی کردن، قصور ورزیدن، کاهلی کردن
۲. آسانگرفتن، سهل انگاشتن
۳. طفره رفتن
۴. بهتاخیر انداختن



کلمات دیگر: