کلمه جو
صفحه اصلی

بی طراوت


مترادف بی طراوت : پژمرده، خشک، زرد، ناخرم ، بی رونق

متضاد بی طراوت : پرطراوت، پررونق

برابر پارسی : پژمرده، خشک

فرهنگ فارسی

پژمرده و خشک ٠

لغت نامه دهخدا

بی طراوت. [ طَ وَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + طراوات ) پژمرده و خشک. ( آنندراج ). رجوع به طراوت شود.


کلمات دیگر: