کلمه جو
صفحه اصلی

ایتلاق

لغت نامه دهخدا

ایتلاق. [ ت ِ ] ( ع مص ) ائتلاق. درخشیدن. ( منتهی الارب ) ( ازاقرب الموارد ). درخشیدن و روشن شدن. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). سپید نمودار شدن. ( غیاث ) ( آنندراج ).

ائتلاق. [ اِءْ ت ِ ] ( ع مص ) رجوع به ایتلاق شود.


کلمات دیگر: