کلمه جو
صفحه اصلی

ایداب

لغت نامه دهخدا

ایداب. ( ع مص ) به مهمانی خواندن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || پر کردن شهرها رابعدل. ( ازاقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

ائداب. [ اِءْ ] ( ع مص ) رجوع به ایداب شود.


کلمات دیگر: