در گل افکندن . در وحل افکندن
ایحال
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ایحال. ( ع مص ) در گل افکندن.( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).در وحل افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ). || ببدی سخت درافکندن کسی را. یقال : اوحله فلاناً سراً. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). به بدی سخت افکندن کسی را. ( آنندراج ).
کلمات دیگر: