کلمه جو
صفحه اصلی

ایحال

فرهنگ فارسی

در گل افکندن . در وحل افکندن

لغت نامه دهخدا

ایحال. ( ع مص ) در گل افکندن.( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).در وحل افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ). || ببدی سخت درافکندن کسی را. یقال : اوحله فلاناً سراً. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). به بدی سخت افکندن کسی را. ( آنندراج ).


کلمات دیگر: