کلمه جو
صفحه اصلی

اجزل

لغت نامه دهخدا

اجزل . [ اَ زَ ] (ع ن تف ) جزیل تر. || (ص ) بزرگ و قوی .


اجزل. [ اَ زَ ] ( ع ص ) شتری که دوشش ریش بود.( منتهی الارب ). که سردوشش ریش بود. ( تاج المصادر ). شتری که کوهانش ریش شود و از آن موضع استخوانش بیرون آید و آن موضع مغاک ماند. مؤنث : جَزْلاء. ج ، جُزْل.

اجزل. [ اَ زَ ] ( ع ن تف ) جزیل تر. || ( ص ) بزرگ و قوی.

اجزل. [ اَ زَ ] ( اِخ ) موضعی است در شعر. ( معجم البلدان ).

اجزل . [ اَ زَ ] (اِخ ) موضعی است در شعر. (معجم البلدان ).


اجزل . [ اَ زَ ] (ع ص ) شتری که دوشش ریش بود.(منتهی الارب ). که سردوشش ریش بود. (تاج المصادر). شتری که کوهانش ریش شود و از آن موضع استخوانش بیرون آید و آن موضع مغاک ماند. مؤنث : جَزْلاء. ج ، جُزْل .



کلمات دیگر: