کلمه جو
صفحه اصلی

محارفه

فرهنگ فارسی

میل به جراحت فرو بردن تا غور

لغت نامه دهخدا

( محارفة ) محارفة. [ م ُ رَ ف َ ] ( ع مص ) میل به جراحت فرو بردن تا غور آن معلوم شود. ( منتهی الارب ). میل فرو بردن به جراحت و یافتن عمق آن را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || کسی را بی روزی کردن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). پاداش دادن. ( ناظم الاطباء ). || محارفه به سوء؛ پاداش ببدی دادن کسی را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

محارفة. [ م ُ رَ ف َ ] (ع مص ) میل به جراحت فرو بردن تا غور آن معلوم شود. (منتهی الارب ). میل فرو بردن به جراحت و یافتن عمق آن را. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || کسی را بی روزی کردن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ). پاداش دادن . (ناظم الاطباء). || محارفه ٔ به سوء؛ پاداش ببدی دادن کسی را. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).



کلمات دیگر: