کلمه جو
صفحه اصلی

امدوحه

لغت نامه دهخدا

( امدوحة ) امدوحة.[ اُ ح َ ] ( ع اِ ) ستایش و آنچه بدان ستایش کنند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مدیح. ( اقرب الموارد ). ج ، امادیح. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
امدوحه. [ اُ ح َ ] ( ع اِ ) رجوع به امدوحة شود.

امدوحه . [ اُ ح َ ] (ع اِ) رجوع به امدوحة شود.


امدوحة.[ اُ ح َ ] (ع اِ) ستایش و آنچه بدان ستایش کنند. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مدیح . (اقرب الموارد). ج ، امادیح . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).



کلمات دیگر: