کلمه جو
صفحه اصلی

امراءه

لغت نامه دهخدا

( امراءة ) امراءة. [ اِ رَ ءَ ] ( ع اِ ) مؤنث امرء. زن. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). همزه آن وصل و را در هر حال مفتوح است و در آن لغت دیگری است : مراءة بوزن تمرة. جایز است فتحه همزه به راء نقل و خود همزه حذف شود و مرة بوزن سنة باقی بماند و شکل دیگری نیز از این کلمه گفته اند و آن امروءاست. ( از اقرب الموارد ). جمع آن بلفظش نیامده. ( از منتهی الارب ). ج ، نساء، نسوة، نسوان. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مراءة و امروء و اقرب الموارد شود.

امراءة. [ اِ رَ ءَ ] (ع اِ) مؤنث امرء. زن . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). همزه ٔ آن وصل و را در هر حال مفتوح است و در آن لغت دیگری است : مراءة بوزن تمرة. جایز است فتحه ٔ همزه به راء نقل و خود همزه حذف شود و مرة بوزن سنة باقی بماند و شکل دیگری نیز از این کلمه گفته اند و آن امروءاست . (از اقرب الموارد). جمع آن بلفظش نیامده . (از منتهی الارب ). ج ، نساء، نسوة، نسوان . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مراءة و امروء و اقرب الموارد شود.



کلمات دیگر: