که دستی اعجاز انگیز چون حضرت موسی دارد .
موسی دست
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
موسی دست. [ سا دَ ] ( ص مرکب ) که دستی اعجازانگیز چون حضرت موسی دارد. که ید بیضا دارد. موسی کف. ( از یادداشت مؤلف ) :
نحمداﷲ کز بقای شاه موسی دست ما
بر شماخی میوه و مرغ جنان افشانده اند.
نحمداﷲ کز بقای شاه موسی دست ما
بر شماخی میوه و مرغ جنان افشانده اند.
خاقانی.
و رجوع به موسی بن عمران و موسی کف شود.کلمات دیگر: