کلمه جو
صفحه اصلی

امراس

لغت نامه دهخدا

امراس . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ مَرَس وجج ِ مَرَسَة. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). رسنها. و رجوع به مرس و مرسة شود.


امراس. [ اِ ] ( ع مص ) بجای مجری بازگردانیدن رسن بکره ( چرخ چاه ) را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بجای خود درآوردن رسن چرخ چاه را. ( از اقرب الموارد ). || میان بکره و قعو افکندن رسن را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). از لغات اضداد است. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

امراس. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ مَرَس وجج ِ مَرَسَة. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رسنها. و رجوع به مرس و مرسة شود.

امراس . [ اِ ] (ع مص ) بجای مجری بازگردانیدن رسن بکره (چرخ چاه ) را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بجای خود درآوردن رسن چرخ چاه را. (از اقرب الموارد). || میان بکره و قعو افکندن رسن را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). از لغات اضداد است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).


دانشنامه عمومی

آماراس (به لاتین: Amaras) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان خوجاوند واقع شده است.


کلمات دیگر: