کلمه جو
صفحه اصلی

حرورت

لغت نامه دهخدا

حرورت. [ ح َ رَ ] ( ع اِمص ) حَرورة. آزادی. آزادمردی. || سوزش و تیزی طعامی در دهان. حروریت.


کلمات دیگر: