کلمه جو
صفحه اصلی

دوزای

لغت نامه دهخدا

دوزای. [ دُ] ( نف مرکب ) دوزا. دوزاینده. ( از برهان ) ( از انجمن آرا ). زن که دو بچه از یک شکم آرد. توأمان زاینده.

دوزای. ( اِ ) دورای و مزمارو نایی که مطربان نوازند. ( ناظم الاطباء ) ( از انجمن آرا ) ( از برهان ) ( از آنندراج ). رجوع به دورای شود.

دوزای . (اِ) دورای و مزمارو نایی که مطربان نوازند. (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از برهان ) (از آنندراج ). رجوع به دورای شود.


دوزای . [ دُ] (نف مرکب ) دوزا. دوزاینده . (از برهان ) (از انجمن آرا). زن که دو بچه از یک شکم آرد. توأمان زاینده .



کلمات دیگر: