بسیار نکاح . نکح .
نکحه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
نکحة. [ ن ُ ک َ ح َ ] (ع ص ) بسیارنکاح . (مهذب الاسماء). نُکَح . (منتهی الارب ). رجوع به نُکَح شود.
( نکحة ) نکحة. [ ن ُ ک َ ح َ ] ( ع ص ) بسیارنکاح. ( مهذب الاسماء ). نُکَح. ( منتهی الارب ). رجوع به نُکَح شود.
کلمات دیگر: