کلمه جو
صفحه اصلی

تل قم

لغت نامه دهخدا

تلقم. [ ت َ ل َق ْ ق ُ ] ( ع مص ) بانگ کردن آب از بسیاری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). صدا برآوردن آب در شکم از بسیاری. ( از اقرب الموارد ). || به مهلت فروخوردن لقمه را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بسرعت خوردن چیزی را. ( از اقرب الموارد ).

دانشنامه عمومی

تل قم یکی از روستاهای شهرستان فراشبند در استان فارس ایران است. این روستا در دهستان دژگاه بخش دهرم قرار دارد و بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت آن ۳۸۴ نفر در ۱۰۵ خانوار بوده است.


کلمات دیگر: