کلمه جو
صفحه اصلی

نکله

فرهنگ فارسی

سزا . یا آنچه بدان بسزا رسانند مردم را . هرچه بدان نکال کنند دیگری را .

لغت نامه دهخدا

( نکلة ) نکلة. [ ن َ ل َ] ( ع اِ ) بدی و سختی و بلائی که بر کسی رسد. ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) با کسی چنان کردن که موجب عبرت دیگران شود. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ).

نکلة. [ ن ُ ل َ ] ( ع اِ )سزا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || آنچه بدان به سزا رسانند مردم را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). هرچه بدان نکال کنند دیگری را. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). نکال. ( متن اللغة ). || حصار. بارو. ( ناظم الاطباء ).

نکلة. [ ن َ ل َ] (ع اِ) بدی و سختی و بلائی که بر کسی رسد. (ناظم الاطباء). || (مص ) با کسی چنان کردن که موجب عبرت دیگران شود. (از المنجد) (از اقرب الموارد).


نکلة. [ ن ُ ل َ ] (ع اِ)سزا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || آنچه بدان به سزا رسانند مردم را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). هرچه بدان نکال کنند دیگری را. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). نکال . (متن اللغة). || حصار. بارو. (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: