تگاپوی تاختن و دویدن
تگ و تاز
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تگ و تاز. [ ت َ گ ُ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) تگاپوی. تاختن و دویدن. ( فرهنگ رشیدی ). دویدن و تاختن. ( آنندراج ) :
پای در دامن قناعت گیر
تا نسوزی به آتش تگ و تاز.
رسن این سگ دیوانه کنی چند دراز.
پای در دامن قناعت گیر
تا نسوزی به آتش تگ و تاز.
صائب.
نفست از طول امل چند بود در تگ و تازرسن این سگ دیوانه کنی چند دراز.
واعظ قزوینی ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: