کلمه جو
صفحه اصلی

نکمه

فرهنگ فارسی

رنج . مصیبت دشوار سخت . نکبه . مصیبت فادحه . لغتی است در نکبه .

لغت نامه دهخدا

( نکمة ) نکمة. [ ن َ م َ ] ( ع اِ ) رنج. مصیبت دشوار سخت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نکبة. مصیبت فادحة. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). لغتی است در نکبة. ( از متن اللغة ).

نکمة. [ ن َ م َ ] (ع اِ) رنج . مصیبت دشوار سخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نکبة. مصیبت فادحة. (اقرب الموارد) (المنجد). لغتی است در نکبة. (از متن اللغة).



کلمات دیگر: