کلمه جو
صفحه اصلی

حریزی

لغت نامه دهخدا

حریزی. [ ح َ ] ( ص نسبی ) منسوب به حریز، قریه ای به یمن. ( سمعانی ).

حریزی. [ ح ُ رَ ] ( اِخ ) محمدبن عبدالرحیم بن محمدبن شیخ حریز حسینی قاسمی سیوطی مالکی. پس از سال 1120 هَ. ق. درگذشت. او راست : «الکواکب الدریة فی حل الفاظ الجوهرة اللقانیة» در علم توحید در یک مجلد. ( هدیة العارفین ج 2 ص 311 ).

حریزی . [ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به حریز، قریه ای به یمن . (سمعانی ).


حریزی . [ ح ُ رَ ] (اِخ ) محمدبن عبدالرحیم بن محمدبن شیخ حریز حسینی قاسمی سیوطی مالکی . پس از سال 1120 هَ . ق . درگذشت . او راست : «الکواکب الدریة فی حل الفاظ الجوهرة اللقانیة» در علم توحید در یک مجلد. (هدیة العارفین ج 2 ص 311).



کلمات دیگر: