کلمه جو
صفحه اصلی

حریشی

لغت نامه دهخدا

حریشی . [ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب است به حریشه . (سمعانی ).


حریشی. [ ح َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به حریشه. ( سمعانی ).

حریشی. [ ح ُ رَ ] ( اِخ ) علی بن احمد، مکنی به ابوالحسن ، فاسی مالکی فقیه. در هنگام حج به مکه در 1145 هَ. ق. درگذشت. او راست : «شرح شفا» از قاضی عیاض. «شرح منظومه ذکری » در مصطلح الحدیث. «شرح موطاء» از مالک. «مختصر الاصابة» از ابن حجر.مختصر «نفح الطیب » مقری. ( هدیة العارفین ج 1 ص 766 ).

حریشی . [ ح ُ رَ ] (اِخ ) علی بن احمد، مکنی به ابوالحسن ، فاسی مالکی فقیه . در هنگام حج به مکه در 1145 هَ . ق . درگذشت . او راست : «شرح شفا» از قاضی عیاض . «شرح منظومه ٔ ذکری » در مصطلح الحدیث . «شرح موطاء» از مالک . «مختصر الاصابة» از ابن حجر.مختصر «نفح الطیب » مقری . (هدیة العارفین ج 1 ص 766).



کلمات دیگر: