کلمه جو
صفحه اصلی

رسمو

لغت نامه دهخدا

رسمو. [ رَ ] ( اِ ) مگس عسل را گویند. ( آنندراج از فرهنگ دساتیر ) ( انجمن آرا ). زنبور عسل را گویند و به عربی یعسوب خوانند. ( برهان ). نحل و زنبور عسل. ( ناظم الاطباء ).

رسمو. [ رَ ] ( اِخ ) نام دیگر جزیره اقریطش است ، و نسبت بدان رسمی است. ( یادداشت مؤلف ) : ولد بجزیرة رسموا معروفة بکرید الجزیرة الکبیرة التی وسط البحرالابیض. ( سلک االدرر ج 1 ص 73 ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.

رسمو. [ رَ ] (اِ) مگس عسل را گویند. (آنندراج از فرهنگ دساتیر) (انجمن آرا). زنبور عسل را گویند و به عربی یعسوب خوانند. (برهان ). نحل و زنبور عسل . (ناظم الاطباء).


رسمو. [ رَ ] (اِخ ) نام دیگر جزیره ٔ اقریطش است ، و نسبت بدان رسمی است . (یادداشت مؤلف ) : ولد بجزیرة رسموا معروفة بکرید الجزیرة الکبیرة التی وسط البحرالابیض . (سلک االدرر ج 1 ص 73). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.



کلمات دیگر: