رسن به گردن. [ رَ سَم ْ ب ِ گ َ دَ ] ( ق مرکب ) رسن در گردن. در گردن طناب انداخته با حالت طاعت و فرمانبرداری و تسلیم :
بنواخت به بند کردن او را
می برد رسن به گردن او را.
امروز رسن به گردن آیم.
بنواخت به بند کردن او را
می برد رسن به گردن او را.
نظامی.
گر دی گنهی نمود پایم امروز رسن به گردن آیم.
نظامی.