کلمه جو
صفحه اصلی

حریداء

لغت نامه دهخدا

حریداء. [ ح ُ رَ ] ( ع اِ ) پیی است در جای زانوبند شتر که از بستن زانو آن پی خشک شود و حیوان حَرْداء گردد یعنی پی زانو خشک شده.

حریداء. [ ح ُ رَ ] ( اِخ ) ریگی است به بلاد ابی بکربن کلاب. ( معجم البلدان ).

حریداء. [ ح ُ رَ ] (اِخ ) ریگی است به بلاد ابی بکربن کلاب . (معجم البلدان ).


حریداء. [ ح ُ رَ ] (ع اِ) پیی است در جای زانوبند شتر که از بستن زانو آن پی خشک شود و حیوان حَرْداء گردد یعنی پی زانو خشک شده .



کلمات دیگر: