کلمه جو
صفحه اصلی

حریربر

لغت نامه دهخدا

حریربر. [ ح َ ب َ ] ( ص مرکب ) آنکه بر بنرمی حریر دارد :
سرو است و بت نگار من آن ماه جانور
گر سرو سنگدل بود و بت حریربر.
عنصری.


کلمات دیگر: