دوست دارنده درم که درم از دوستی گرد آرد و هزینه نکند
درم دوست
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
درم دوست. [ دِ رَ ] ( ص مرکب ) دوست دارنده درم.که درم از دوستی گرد آرد و هزینه نکند :
تا درم خوار و درم بخش بود مرد سخی
تا درم جوی و درم دوست بودمرد لئیم.
تا درم خوار و درم بخش بود مرد سخی
تا درم جوی و درم دوست بودمرد لئیم.
فرخی.
کلمات دیگر: