کلمه جو
صفحه اصلی

خرشب

لغت نامه دهخدا

خرشب . [ خ ُ ش ُ ] (اِخ ) از اعلام است . (منتهی الارب ).


خرشب . [ خ ُ ش ُ ] (ع ص ، اِ) ضابط درشت خوی و دراز و فربه . (منتهی الارب ).


خرشب. [ خ ُ ش ُ ] ( ع ص ، اِ ) ضابط درشت خوی و دراز و فربه. ( منتهی الارب ).

خرشب. [ خ ُ ش ُ ] ( اِخ ) از اعلام است. ( منتهی الارب ).


کلمات دیگر: